سیکل معیوب

سیکل معیوب

جستن ، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن
سیکل معیوب

سیکل معیوب

جستن ، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن

حریم

یادم باشد، آدمها قرار نیست همگی خوب باشند، یا مطابق معیارهای زندگی شخصی من رفتار کنند. قرار هم نیست شیوه رفتار و عقاید من راضی کننده همه آدمها باشد. به نظر میرسد، داشتن حریم برای خود در زندگی امروزی از واجبات است. 

پوپک (نادر نادرپور)

چون پوپکی که می رمد از زردی غروب

تا از دیار شب بگریزد به شهر روز،

خورشید هم گریخته است از دیار شب

اما پرش به خون شفق می خورد هنوز

 

من نیز پوپکم

من نیز از غروب غم بی امید خویش

خواهم که رو کنم به تو، ای صبح دلفروز

اما شب است و دفتر زرکوب آسمان

با آن خطوط میخی و ریز ستاره ها

از هم گشوده است و ورق می خورد هنوز

 

من پوپکم، گریخته از سرنوشت خویش

خونین شده ست کاکلم از پنجه ی عقاب

این پنجه، تاج بخت من از سر ربوده است

رنگین شده ست بال من از خون آفتاب

 

در چشم من، غبار شب و دانه های شن

پر کرده جای خواب فراموش گشته را

من پوپکم، گریخته از سرزمین خویش

در پشت سر گذاشته یاد گذشته را

 

اکنون شکسته بال تر از مرغ آفتاب

از بیم شب به سوی تو پرواز می کنم

ای آن که در نگاه تو خورشید خفته است

پرواز را به نام تو آغاز می کنم

هدفت را بشناس

شاید روزی بیاید و خودت را و نقات قوت و ضعف خودت را بشناسی. روزی بیاید که اطرافیانت را بشناسی و نیات پشت گفتار و رفتارشان را بدون سوگیری درک کنی. احتمالا همه آدمها از تو خوششان نیامده و نمی آید. و احتمالا قادر نخواهی بود که همه آدمها را با خودت همراه و هم مسیر کنی. ولی می توانی هدفت را در چهارچوب عقل و احساسات درست دنبال کنی. اینکه تا چه اندازه در طی مسیر موفق خواهی بود خدا می داند بس. 

خدا یکی است

می گویند بر روی زمین صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند.  از میانشان تنها  پنج نفر صاحب کتاب بودند. خدای همه شان هم یکی بود و آخرین نفر دستور حمله به سرزمینها و فتح زمین را داده  با کشتن، با شمشیر. ادعا می کنند که پیروان این مکتب آدم کشتند و ایدئولوژی اسلام پر از مهربانی است! ولی تحقیر شاه ایران را از ابتدای دعوت به دینشان از افتخارات خودشان می دانند. زبان ایرانیان را گنگ و سرزمین پارس را خالی از هرگونه فرهنگ می پندارند.

در این  دنیا تنها چیزی که مردم بر سرش دعوا  دارند مال و قدرت و مقام و بعضا هم دعوا بر سر زنان است.دنیای ما پر است ازمثالهایی که آدمها اعتقادشان را در راستای اهدافشان تنظیم کرده اند. یک لحظه فکر کنید که از قوای دشمن شکست خورده اید. حال مجبورید مالیات بدهید، اگر بر ایمان و عقیده تان پایبند هستید باید جزیه بپردازید، زنانتان و دخترانتان یک به یک در معرض تعرض هستند که در غیر این صورت تا این مقدار موسوی و کاظمی و صادقی و طباطبایی و غیره به عنوان نام فامیل انتخاب نمی شد. واقعا چرا؟ حتی برای احکام دین نظیر نماز و روزه ارزش مادی گذاشته شده. دینی که ظاهرا برای رستگاری آمده اما در باطن هدفش رشد یک عده بر دوش مردم زود باور است. خدایی که بی نیاز است اما برای مبلغینش، هم مال می طبد، هم جان می طبد، هم خون می خواهد، هم زنان بی دفاعی که ارزششان از تخم چپ مردان هم کمتر است.

واقعا چه چیز این خدای اعراب ارزش پرستیدن دارد؟ 

خیانت

برای کسانی که زمانی به نظام عدل اسلامی اعتقاد داشتند، بزرگترین خائن شمایید.

برای کسانی که یک زمانی هر چند محدود در راستای تبلیغات شما قدم برداشتند، بزرگترین خائن شمائید.

برای کسانی که شهید دادند و  برای دفاع از مردم و وطن جانفشانی کردند، بزرگترین خائن شمائید.

برای کسانی که زندگی شخصیشان و هر آنچه داشتند را فدای رسیدن به جامعه ای ایده آل کردند، بزرگترین خائن شمایید. 

و حالا به غیر از مظلوم نمایی و ترویج خرافه چه در بساط دارید؟

یا مظلوم نمایی می کنید و خودتان را به دوران امامت ائمه تشبیه می کنید و مظلومیت امام علی و امام حسین را برای مردم متذکر می شوید. یا بیماری امام سجاد و معلولیت جسمانی خودتان را نمایان می کنید. یا در پی خرافه روان شدید و خودتان را منصوب امام زمان و جانشین خدا روی زمین می دانید. 

آنقدر انحرافتان از دین واضح است که دیگر نیاز به تبیین ندارد. 

مرگ بر شما و مرامتان