سیکل معیوب

سیکل معیوب

جستن ، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن
سیکل معیوب

سیکل معیوب

جستن ، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن

اراده حل نکردن مساله

حساب دو دو تا، چهار تا است ...

وقتی مزه بیگاری کشیدن و نیروی کار ارزان برایت خوشایند شد دیگر حاضر نیستی تعهدی برای به کار گیری نیروهای کار آزموده و متخصص داشته باشی.

فرض کن هر سال بیمارستانهای دولتی با انبوهی از نیروی کار ارزان و دانشجویان پزشکی عمومی و متخصص از هر نوع به مردم سرویس میدهد. همچنین بعد از فارغ التحصیلی هم چاره ای جر جذب شدن در سیستمهای از پیش تعریف شده نخواهید داشت. یعنی یا به ادامه بیگاری در سیستم دولتی تن می دهید، یا سرمایه گذاری در بخش خصوصی را شروع می کنید تا شاید بتوانید برداشت مالی مناسبی را از کار و فعالیتتان به دست آورید. 

در بهترین حالت خیلی زود متوجه خواهید شد که این دور تسلسل قرار نیست رشته اش در دست شما باشد. و در بدترین حالت بعد از گذشت سالها علاوه بر خستگی ها ی به جا مانده از سالها طبابت،  شیوه نگاه سیستم دولتی به شما برای کنترل نیروی کار و پایین نگه داشتن دستمزدها در ذهنتان حک خواهد شد. 

نیروی کار متخصص و کارآزموده ای که فقط انتظار دارد محترم شمرده شود و جایگاه اجتماعی و اقتصادی هم شان خودش را طلب می کند.

در چنین شرایطی به نظر می آید اراده حاکمیت در راستای حل نکردن درخواستها باشد تا برآوردن منطقی نیازها.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد